پورتال webkade-pishvaz
بايد غديـــــری شویم قبل از ...
28 تير 1395 ساعت 16:56 | بازديد : 7 | نويسنده : | ( نظرات )
 
بايد غديـــــری شویم
قبل از ▪محرمے▪ شدن...
شرط گريه براي حسين( ع)
يا علي گفتن است...

هركه را خواهَند در حِشمَت سُليمانَش كُنَند
بايد اوَل خاكِ پاىِ شاهِ مَردانَش كُنَند.
 
 
 
 
|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0


اَشهَدُ اَنَّ عَلیً وَلیُ الله
28 تير 1395 ساعت 16:56 | بازديد : 5 | نويسنده : | ( نظرات )
 

گوئیا وحی رسیده نَبیَ الله ، بگو

همه را جمع کن و در وسط راه بگو

برو بر منبر و با یک دل آگاه بگو

" اَشهَدُ اَنَّ عَلیً وَلیُ الله "بگو

 

 

 

|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0


و سحر نزدیک است
28 تير 1395 ساعت 16:56 | بازديد : 30 | نويسنده : | ( نظرات )

 

كوك كن ساعتِ خویش !

 اعتباری به خروسِ سحری، نیست دگر

 دیر خوابیده و برخاسـتنـش دشـوار است

 كوك كن ساعتِ خویش !

 كه مـؤذّن، شبِ پیـش

دسته گل داده به آب

 و در آغوش سحر رفته به خواب

 كوك كن ساعتِ خویش !

 شاطری نیست در این شهرِ بزرگ

 كه سحر برخیزد

 شاطران با مددِ آهن و جوشِ شیرین

 دیر برمی خیزند

 كوك كن ساعتِ خویش !

 كه سحرگاه كسی

 بقچه در زیر بغل،

 راهیِ حمّامی نیست

 كه تو از لِخ لِخِ دمپایی و تك سرفه ی او برخیزی

 كوك كن ساعتِ خویش !

رفتگر مُرده و این كوچه دگر

 خالی از خِش خِشِ جارویِ شبِ رفتگر است

 كوك كن ساعتِ خویش !

 ماكیان ها همه مستِ خوابند

 شهر هم . . .

 خوابِ اینترنتیِ عصرِ اتم می بیند

 كوك كن ساعتِ خویش !

 كه در این شهر، دگر مستی نیست

 كه تو وقتِ سحر، آنگاه كه از میكده برمی گردد

 از صدای سخن و زمزمه ی زیرِ لبش برخیزی

 كوك كن ساعتِ خویش !

اعتباری به خروسِ سحری نیست دگر

 و در این شهر سحرخیزی نیست

 و سحر نزدیک است

الهم عجل لولیک الفرج

 

|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0


گول نعمت را نخور
28 تير 1395 ساعت 16:56 | بازديد : 17 | نويسنده : | ( نظرات )
 

 

در حدیث داریم که اگر کسی به درِ خانه خدا برود و حتی چیزی هم طلب نکند، خداوند حاجتش را می دهد.

خدا می خواهد که ما عاشق خود او باشیم، می گوید: المومنون أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ ، مومن خدا را بیشتر از هر چیز دیگر دوست دارد.

گر شبی در منزل جانانه مهمانت کنند

گول نعمت را مخور مشغول صاحبخانه باش!

به صاحبخانه که برسی، به تمام خواسته هایت هم دست پیدا می کنی.

دکتر الهی قمشه ای

 

|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0


او خواهد آمد ....
28 تير 1395 ساعت 16:56 | بازديد : 23 | نويسنده : | ( نظرات )

 

 

 

|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0


شعور و شهوت ...
28 تير 1395 ساعت 16:56 | بازديد : 21 | نويسنده : | ( نظرات )
 

خدابه فرشته ها شعور داد بدون شهوت،

به حیوانات شهوت داد بدون شعور،

و به انسان هر دو را؛ 

انسانی که شعورش بر شهوتش غلبه کند، از فرشته بالاتر است و

انسانی که شهوتش بر شعورش غلبه کند، از حیوان پست تر.

 

|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0


آیا اشهد ان علیا ولی الله جز اذان است؟
28 تير 1395 ساعت 16:56 | بازديد : 14 | نويسنده : | ( نظرات )

 

 

 

از آيت الله ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي (رحمـة الله عليه) پرسیدند :

آیا شـما "اشـهد اَن علـیاً ولی الله" را جـزء اذان می دانید ؟

ايشان فـرمـودند : ما اذان را جزء این جمـله می دانیم !!!

 

|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0


این ذکر را بگویید تا حاجت روا شوید ....
28 تير 1395 ساعت 16:56 | بازديد : 16 | نويسنده : | ( نظرات )
 

 

آیت الله العظمی شیخ محمد تقی بهجت در حاشیه قرآن شخصی خود این گونه نوشته بود:

هر کس در بین الطلوعین یعنی بین فجر کاذب و فجر صادق ( 5 دقیقه قبل از اذان صبح تا 5 دقیقه بعد از اذان ) این ذکر را بگوید هر حاجتی داشته باشد برآورده میشود ولو اگر تشرف به خدمت امام زمان (عج) باشد:

✅صلوات (14 بار)

✅یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی (40 بار)

✅صلوات (14 بار)

 

|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0


تنها غزل ......
28 تير 1395 ساعت 16:56 | بازديد : 21 | نويسنده : | ( نظرات )
 

تنها غزلم را که سرودم سیزده سال بیشتر نداشتم

یادم نیست چه گفتم اما می دانم برای شما بود مولای من

سال هاست می گذرد ، دیگر غزل گفتن نمی دانم

در مرداب دنیا فرو رفته ام

نفس کشیدن در هوای شما را از یاد برده ام؛

ای آقای من

کاش باز غزل شود کلامم

و هم قافیه شود ابیات درهم دلم با نفحات روحبخشت

کاش ....

 

|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0


«««نامه خداحافظی "گابریل گارسیامارکز" به دوستدارنش!»»»
28 تير 1395 ساعت 16:56 | بازديد : 21 | نويسنده : | ( نظرات )
 

 
«««نامه زیبای خداحافظی "گابریل گارسیامارکز" به دوستدارنش!»»»

اگر خداوند برای لحظه ای فراموش می کرد که من عروسکی کهنه ام و تکه کوچکی از زندگی به من ارزانی می داشت احتمالا همه آن چه را که به فکرم می رسید نمی گفتم بلکه به همه ی چیزهایی که می گفتم فکر می کردم.

کمتر می خوابیدم و بیشتر رویا می دیدم. چون می دانستم هر دقیقه ای که چشممان را بر هم می گذاریم شصت ثانیه ی نو را از دست می دهیم.
 
هنگامی که دیگران می ایستند راه می رفتم و هنگامی که دیگران می خوابیدند بیدار می ماندم.
 
هنگامی که دیگران صحبت می کردند گوش می دادم و از خوردن یک بستنی شکلاتی چه لذتی که نمی بردم. کینه ها و نفرت هایم را روی تکه ای یخ می نوشتم و زیر نور آفتاب دراز می کشیدم.
 

اگر خداوند تکه ای زندگی به من ارزانی می داشت قبایی ساده می پوشیدم و طلوع آفتاب را انتظار می کشیدم….
 
با اشکهایم گلهای سرخ را آبیاری می کردم تا درد خارشان و بوسه ی گلبرگهایشان در جانم بخلد و هر روز غروب خورشید را عاشقانه می نگریستم.

خدایا اگر تکه ای زندگی می داشتم نمی گذاشتم حتی یک روز بگذرد بی آنکه به مردمی که دوستشان دارم نگویم که دوستشان دارم.
 
بله تا جایی که می توانستم به آنها می گفتم که دوستشان دارم. هر لحظه. به همه ی مردان و زنان می قبولاندم که محبوب منند و در کمند عشق زندگی می کردم.

به انسان ها نشان می دادم که چه در اشتباه اند که گمان میبرند وقتی پیر شدند دیگر نمی توانند عاشق باشند.
 
به آدمها می گفتم که عاشق باشند و عاشق باشند و عاشق.
 
به هر کودکی دو بال می دادم اما رهایش می کردم تا خود پرواز را بیاموزد و به سالخوردگان یاد می دادم که مرگ نه با سالخوردگی که با فراموشی سر می رسد.
 
به انسان ها یاد آوری می کردم که در قبال احساسی که به یکدیگر می دهند مسئولند.

آه !! انسان ها ، از شما چه بسیار چیزها آموخته ام .
 
من دریافته ام که همگان می خواهند در قله کوه زندگی کنند بی آنکه بدانند خوشبختی واقعی جاییست که سراشیبی به سمت قله را می پیماییم.
 
دریافته ام که وقتی طفل نوزاد برای اولین بار با مشت کوچکش انگشت پدر را می فشارد او را برای همیشه به دام می اندازد.
 
دریافته ام که یک انسان فقط هنگامی حق دارد به انسان دیگر از بالا به پایین بنگرد که ناگزیر باشد او را یاری دهد تا روی پای خود بایستد.
 

من از شما بسی چیزها آموخته ام اما در حقیقت فایده چندانی ندارد چون هنگامی که آنها را در این چمدان می گذارم بدبختانه در بستر مرگ خواهم بود. اما شما این را بخاطر بسپارید. چون هنوز زنده اید.
 
 
|
امتياز مطلب : 0
|
تعداد امتيازدهندگان : 0
|
مجموع امتياز : 0


بک لینک در 550 (وبلاگ و وبسایت) با اتوریتی بالا

منوي کاربري


عضو شويد


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشي رمز عبور؟

عضويت سريع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
نويسندگان
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



تبلیغات متنی
چت باکس

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)